سیزدهمین جلسه از سلسله جلسات نشست علمی با موضوع «شکاف نیاز مردم از تلاش دین پژوهان» با ارائه‌ی جناب آقای مسعود بسیطی استاد حوزه و دانشگاه شامگاه پنجم اردیبهشت در بنیاد فرهنگ جعفری برگزار شد.

هدف از تشکیل این جلسه آسیب‌شناسی خلأ و گسل موجود میان نهاد مبلغین و دین‌پژوهان با نیازهای واقعی و دغدغه‌های عموم مردم و ارائه‌ی راه‌کارهایی برای کاستن این شکاف، بوده است. در ابتدای جلسه نیز مبلغین و دانش‌پژوهان حاضر در جلسه به ارائه‌ی مطالب و تجربیات و ابتکاراتی پرداختند که در زمینه‌ی جذب مردم خصوصا قشر جوان انجام داده بودند.

جناب آقای بسیطی پس از شنیدن مطالب حضار و بیان نقطه نظراتی پیرامون مطالب ایشان، وارد موضوع اصلی جسله شدند. در ابتدا ایشان با توجه به آیه‌ی 39 سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب به اهمیت و جایگاهی که تبلیغ دین نزد خداوند دارد، اشاره نمود و مهمترین کارکرد تبلیغ را خارج کردن انسان از ظلمت به هدایت دانست.

ایشان در ادامه مفهموم تبلیغ را این‌گونه تشریح کرد که در زبان عرب کلمه‌ی «ابلاغ» در مورد رساندن چیزی به فکر، روح‌ و قلب انسان به کار می‌رود. همچنین هدف نهایی ما از تبلیغ نیز در تغییر رفتار گروه مخاطب پیام ما خلاصه می‌شود. بنابراین مفهوم تبلیغ، رساندن یک پیام به دیگران، با هدف تغییر در بینش و رفتار آنها خواهد بود. پس تبلیغ زمانی محقق می‌شود که ما در مخاطب خود یک تغییری که مبتنی بر عقل و شرع است، مشاهده کنیم.

با توجه به این تعریف اجزای تبلیغ نیز مشخص می‌شود. یک تبلیغ از 4 جزء تشکیل می‌شود: پیام، فرستنده، گیرنده و بازخورد. اگر فرستنده و گیرنده در مهارتهای ارتباطی با نگرش‌ها، دانش، نظام اجتماعی و فرهنگ با یکدیگر متشابه نباشند، پیام، تاثیر مورد نظر را روی گیرنده نخواهد گذاشت. مهمترین اشکالی که امروزه در امر تبلیغ وجود دارد، عدم توجه به بازخوردی است که پیام ما در مخاطب ما ایجاد کرده است. زمانی ما به این تغییر در مخاطب پی می‌بریم که ارتباط مستمری با مخاطبان خود داشته باشیم. اما در مقابل، مبلغین ادیان دیگر مثل مسیحیان و بهائیان بسیار به ارتباط مستمر و پیگری تغییر نگرش مخاطبان خود اصرار می‌ورزند و این کار را می‌توان یکی از موفقیت‌های آنان در انتقال آموزه‌های خود به مخاطبان دانست. تغییر متعدد منطقه‌ی تبلیغی در فواصل زمانی کوتاه یعنی عدم توجه به مساله‌ی «بازخورد» و این بزرگترین اشکال در فرآیند تبلیغی ماست.

ایشان در ادامه به بیان اصول اولیه در تبلیغ پرداخت. از دیدگاه ایشان هر مبلغی باید «بازار» خود را خوب بشناسد. فرد مبلغ به مثابه‌ی یک کاسب است و در بازار، کاسبی موفق است که مشتری خود را خوب بشناسد و مناسب نیاز او کالای خود را در اختیار وی قرار دهد. دومین اصل، شناخت مخاطب است. شخص مبلغ می بایست به تمامی جوانب مخاطب خود آگاه باشد تا بتواند اگاهانه پیام خود را به او برساند. شناخت محصول یا خدمتی که قرار است تبلیغ شود، سومین اصل در امر تبلیغ می‌باشد. و آخرین اصل، انتخاب پیام مناب و ارسال آن به شیوه‌ی صحیح است که یک مبلغ باید با در نظر گرفتن مخاطب و نیاز او پیام مناسب خود را در قالبی درست و تاثیرگذار به او ارائه دهد.

شخصی که امر خطیر تبلیغ دین را به دوش می‌کشد، باید با چالش‌ها و دغدغه‌های حقیقی مردم آگاه باشد. شکمی که گرسنه است، ذهن ناآرامی که اسیر هیجانات جنسی است، مردی که به دلیل بی‌پولی، فرزندش را عمل نمی‌کنند، جامعه‌ای که پر از دروغ و فریبکاری و بی‌اعتمادی شده، همه و همه دست به دست هم داده و منجر به «دین‌زدگی» می‌شود. حال با وجود این مشکلات، مخاطبان ما به کدام حرف ما گوش جان می‌سپارند؟ و کدام نیاز آنها به دست من و شمای مبلغ برطرف می‌شود؟ اینها سوالاتی است که ما را پیش از پیش به اهمیت این موضوع آگاه ساخته و بر آن می‌دارد که بیشتر به شیوه‌ی تبلیغ خود توجه کرده و آن را مورد تجدید نظر قرار دهیم.