حسن انصاري

به طور كلي به اعتقاد نويسنده اين سطور محقق جعفري از معدود دانشمندان شيعي در چند صد ساله اخير بود كه آراي ويژه كلامي و اعتقادي خاص خود داشت و ضمن آنكه به شدت در قالب سنت مي‌انديشيد و سخت نيز گرايش ولايي / شيعي داشت، اما در عين حال آراي نويي داشت و گرايشات فكري او در پي اشتي دادن سنت و تفكر مدرن و مواجهه روشن و بي‌هراس با واقعيت دنياي مدرن بود.

حسن انصاري


خبر رحلت علامه دوران دانشمند كم نظيم آية الله حاج شيخ محمدرضا جعفري بسيار براي من دردناك و تأثر برانگيز بود. من به دلايل خانواديگ از دوران كودكي با نام و صورت و از دوران نوجواني با سيرت و شهرت علمي او و از دوران جواني از نزديك با كمالات بي‌مانند او آشنايي يافتم. نخستين ارتباط علمي و بهره‌وري از وجود دانشمند او اندكي پيش از كنفرانس غدير كه از سوي مرحوم آية الله خويي در لندن تشكيل شد، براي من امكان‌پذير گرديد و بدين ترتيب شيفته شيوه علمي و دانش وسيع او شدم.

بعداً اين ارتباط علمي به واسطه مرحوم محقق طباطبايي عمق بيشتري يافت، به نحوي كه به ويژه اواخر دهه شصت و تمام دهه هفتاد اين ارتباط علمي تداوم يافت. البته من در جلسات درس و بحث عمومي آن مرحوم كمتر شركت مي‌كردم، جلساتي كه در زمينه بحثهاي امامت و تفسير و تاريخ بود. ارتباط علمي من با آن مرحوم بيشتر در قالب گفتگوهاي خصوصي بود و البته بخشي از آن هم در زمانهايي بود كه در خدمت او به قم مشرف مي‌شديم و چند روزي را در منزل مرحوم محقق طباطبايي به سر مي‌برديم. عمده گفتگوها بر سر كتاب بود و آشنايي با فرق  مذاهب و مباحث كلامي. گاه نيز بحث به نقطه نظرات ويژه‌ آن مرحوم در مباحث فقهي و اصولي و انديشه سياسي مي‌رسيد كه به ويژه آراي ويژه و گاه منحصري داشت و در مذاكرات و گفتگوهاي خصوصي از طرح آنها اباي نداشت.

به طور كلي به اعتقاد نويسنده اين سطور محقق جعفري از معدود دانشمندان شيعي در چند صد ساله اخير بود كه آراي ويژه كلامي و اعتقادي خاص خود داشت و ضمن آنكه به شدت در قالب سنت مي‌انديشيد و سخت نيز گرايش ولايي / شيعي داشت، اما در عين حال آراي نويي داشت و گرايشات فكري او در پي اشتي دادن سنت و تفكر مدرن و مواجهه روشن و بي‌هراس با واقعيت دنياي مدرن بود. بنابراين از يك نقطه نظر تفكر او بسيار ساختار شكن و نو بد. آراي آن مرحوم در اين زمينه‌ها بيشتر بر اساس تفسير ويژه‌اي بود كه از امامت و غيبت ارائه مي‌داد. در حقيقت محقق جعفري بسان يك متكلم برجسته و در سنت كلامي شيعه به بحث و تفسير و اجتهاد در مسائل كلامي مي‌پرداخت. او اشنايي خوبي با زبان انگليسي داشت و در كتابخانه عظيمش كه شايد حدود سي هزار جلد كتاب را شامل مي‌شد. كتاب به زبان انگليسي كم نبود و حتي رمان‌هايي به زبان انگليسي كه خود به من مي‌گفت آنها را در دوران نجف و براي تقويت زبان انگليسي خود خوانده است. آن مرحوم فقه و اصول را بسيار خوب خوانده بود؛ گرچه كمتر بدان در سالهاي اقامت تهران مي‌پرداخت، اما ويژگي عمده او اطلاع عميق نسبت به تاريخ از همه نوع آن بود. علاوه بر تاريخ صدر اسلام و تاريخ تمدن اسلامي، از تاريخ جهان و به ويژه تاريخ ملل مسلمان و خاصه اوضاع تاريخي عراق بسيار مطلع بود و البته حافظه قوي و ذهن جوال و رويكرد دقيق النظر او هم بدو در اين امر ياري مي‌رساند.

منظر كلامي او صرفا در چارچوب بحثهاي كلامي سنتي شيعي محدود نبود، بلكه به دليل آشنايي عميق او با تاريخ اسلام و تاريخ شكل‌گيري مذاهب فقهي و كلامي و انديشه‌هاي مذهبي بحثهاي كلامي او از عمق و گستره وسيع و همه جانبه‌اي برخوردار بود. استاد جعفري البته كمتر به مباحث فلسفي علم كلام و يا فلسفه اسلامي مي‌پرداخت، گو اينكه در اين دانشها از آگاهي قابل ستايشي برخوردار بود. خود او در نجف سهمي مهم درمبارزه فكري بر عليه ماركسيسم داشت و كساني مانند او و يا دوست و همكار مرحومش سيد محمد نوري در اين زمينه‌ها در نجف و در اوج گسترش انديشه‌هاي چپي و ماركسيستي در عراق فعاليت مهمي را سامان دادند. او علاوه بر فلسفه اسلامي، با فلسله‌هاي غربي نيز آشنا بود و زماني به آن پرداخته بود. خود او به من مي‌گفت كه مدتها با قراري كه در ايام جواني با مرحوم آقاي صدر گزارده بودند، هر يك كتابي را از كتابهاي فلسفي غربي كه به عربي ترجمه شده بود را مي‌خواندند و با يكديگر مباحثه مي‌كردند و به تعبير ايشان همين امر موجبات تأليف كتاب فلسفتنا را فراهم كرده بود و در تدوين آن با نويسنده دانشمند كتاب همكاري كرده بود. داستان همكاري او با جماعة العلماء و نوشتن در مجله الأضواء را ديگر اينجا تكرار نمي‌كنم. مرحوم محقق طباطبايي دراين باره در كتاب غدير خود مطالبي را نوشته‌اند كه مي‌توان بدان مراجعه كرد. حتي آن مرحوم اظهار مي‌فرمود كه لقب بنت‌الهدي را براي خواهر دانشمند مرحوم صدر كه در اصل نام ادبي آن مرحومه براي مقالات مجله الأضواء بوده خود ايشان پيشنهاد كرده بوده است. محقق جعفري چه در چارچوب جماعة العلماء و چه در چارچوب مبارزه با ماركسيسم در نجف در دوره‌اي از زندگي خود اهل فعاليت سياسي و فعال در اين زمينه بود و برخوردار از تفكري آشنا به مسائل روز بود. آن مرحوم علاوه بر اينها به دليل وسعت دانش خود علاوه بر اينكه در جهات فقهي محل عنايت در نجف بود، در عين حال سالها به عنوان استاد در كلية الفقه مقام استادي داشت و دايره فعاليت خود را به دانشگاه هم تسري داده بود. آن مرحوم بعد از آنكه در تهران هم مستقر شد، وسيله مرحوم اقاي مطهري از ايشان دعوتي براي تدريس در دانشكده الهيات انجام پذيرفت اما آن مرحوم به دلايلي بدين امر اقبالي نشان نداد. با اين وصف سالها جلسات درس خود را دنبال كرد و شاگرداني نيز تربيت نمود. خود آن مرحوم از ارتباطات وسيع خود با طيفهاي مختلف براي من حكايتها مي‌كرده و با عالمان و شخصيتهايي با گرايشات گوناگون؛ في المثل به خاطر دارم حكاياتي را در ارتباط با دوستي و صميميتي كه با مرحوم آقاي دكتر بهشتي داشته است.

چنانكه گفتم با وجود تخصص و آگاهي محقق جعفري در علومي مانند فقه و اصول و تفسير و فلسفه، بايد عمده‌ترين وجه از وجوه دانش آن مرحوم را در دانش تاريخ و كلام جستجو كرد. مرحوم جعفري همانطور كه پيشتر گفتم كتابخانه معظمي داشت و در همه انواع دانشها كتابهاي اصلي و مراجع و مصادر بحث را فراهم كرده بود. من چون سالها با كتابخانه آن مرحوم مأنوس بودم از نزديك شاهد بودم كه بسياري از اين كتابها را استاد جعفري نه صرفا در مقام مراجعه بل به دقت سطر به سطر خوانده بود. اصولا آن مرحوم بسيار تند خوان بود و بسيار هم اهل يادداشت‌نويسي و جمع‌آوري اطلاعات از كتابها. در هر زمينه در كتابخانه او مي‌شد كتابهاي متعددي را پيدا كرد. زماني من يادم هست كتابهاي جغرافيايي را به دليلي مي‌خواستم تورقي كنم. در كتابخانه آن مرحوم قفسه‌هاي متعددي كتاب ديدم كه آن مرحوم از مهمترين منابع اين موضوع تهيه كرده بود و خوب هم نسبت به كتابها شناخت داشت. به طور كلي شناخت آن مرحوم و خاصه به دليل حافظه‌اي قوي نسبت به رجال و تراجم و كتاب‌شناسي بسيار شاخص بود. در بحثها و مطالبي كه آمده مي‌كرد، اصرار بر تتبع و سيع و گسترده داشت و مي‌خواست همه منابع را به دقت بررسي كند. برخي از كتابها را بارها و بارها خوانده بود. خود او به من مي‌گفت چندين بار تاريخ ابن عساكر را بر اساس نسخه عكسي آن كه مرحوم محقق طباطبايي براي كتابخانه اميرالمؤمنين نجف فراهم كرده بود، خط به خط خوانده بوده و از آن يادداشتهاي زيادي برداشته بود. مكرر كتابهاي حديثي مختلف شيعه و سني را خوانده بود و از آنها يادداشت‌برداري كرده بود. آشنايي او با كتابهاي تاريخي سني هم طبعا بسيار عميق بود. اهميت اين مسائل زماني بهتر فهميده مي‌شود كه بدانيم آن مرحوم زماني با اين دست كتابها و با مراجع و كتابهاي لو كمتر شناخته آشنايي داشت كه اصولاً اين دست آشنايي‌ها در حوزه‌هاي علميه چندان گسترده نبود و كتابخانه‌هاي دردسترس بسيار اندك بودند و سي‌دي‌هاي كتاب و منابع فراهم نشده نبودند. در زمينه مباحث تاريخي و همچنين جزييات تاريخ فرق و مذاهب، محقق جعفري تحقيقات متعدد و در جزييات كرده بود و روشش اين بود كه با وجود اينكه از منابع اصلي اين موضوعات مانند تاريخ طبري و انساب الأشراف بلاذري و يا كتب ملل و نحل آغاز مي‌كرد اما دامنه تتبع را گسترش مي‌داد، به نحوي كه در كتابهاي بسيار ديگر ريشه‌هاي روايات مشابه و متفاوت را جستجو مي‌كرد و بحث را در حاشيه كتابهاي اصلي پيش مي‌برد و جالب اينكه ملتزم بود عينا متنها و گزارشهاي گردآمده را رونويسي كند و به همين دليل يادداشتها و اوراق تحقيقاتي و خام بسيار زياد در هزاران برگ فراهم كرده بود و يا در حاشيه كتابهايش صفحاتي سفيد اضافه مي‌كرد و مطالب مكمل را به صفحات اصلي كتاب الحاق مي‌نمود. اين كار را في المثل در مورد تاريخ چندين امام انجام داده بود كه از بخشي از آنها بعدها در چاپ موسوعه‌اي در زمينه سيدالشهداء بهره گرفته شد. همنيجا اضافه كنم كه مرحوم محقق جعفري در امر در اختيار گذاشتن نتايج تحقيقات خود سخاوتمندانه رفتار مي‌كرد و مكرر يادداشتها و مجموعه‌هاي تأليفات ناتمام خود را در اختيار ديگر محققان قرار مي‌داد تا از آنها بهره‌گرفته شود، في المثل آنچه دربارهٴ هشام بن الحكم و يا فرق و مذاهب و يا طبقات متكلمين نوشته بود را مدتها به نويسندگان ديگر داده بود تا از آن كتابها در تحقيقات خود در اين زمينه‌ها استفاده كنند. در مورد كتابهاي كتابخانه‌اش هم وضع بر همين قرار بود و در اين زمينه بسيار سخاوتمندانه عمل مي‌كرد. شايد بيش از ده هزار جلد از كتابهاي كتابخانه‌اش را به تفاريق به كركز دائرة المعارف بزرگ اسلامي داد تا از آنها كپي تهيه شود؛ با آنكه مي‌دانست معمولاً كتابها در اين فرايند گاه آسيب مي‌بينند. من خود مدتها از كتابخانه آن مرحوم استفاده مي‌كردم و گاه براي انجام مطالعه و تحقيقي قريب صد جلد كتاب را از كتابخانه ايشان امانت مي‌گرفتم و او با برخوردي گرم از اين مسئله استقبال مي‌كرد. نكته جالبي كه در مورد كتاب بايد اضافه كنم عشق وافر آن مرحوم به شناخت آثار جديد بود و من هميشه او را از جريان چاپ تازه‌ترين آثار مطلع مي‌كردم. با كنجكاوي ويژه‌اي به دنبال شناخت تحقيقات تازه بود و به ويژه شناخت كتابها و مقالات و آراي جديدي كه در حوزه‌هاي اسلام‌شناسي غرب مطرح است، براي آن مرحوم جالب بود. به خصوص در طول دو سه سالي در اوائل دهه هفتاد هفته‌اي گاه تا دو بار خدمت او مي‌رسيدم و گاه تا چند ساعت خدمت ايشان بحث دربارهٴ مسائل مختلف در حوزه تاريخ و كلام و فرق دنبال مي‌شد و البته به عادت آن مرحوم گاه در ميانه بحثها كه بعضاً تا پاسي از شب ادامه داشت، حكايات مختلفي كه خود او شاهدش بود را نقل مي‌كرد و من متأسفم كه چرا همان زمان اين حكايات و خاطرات را ضبط و ثبت نكردم. علاقه من به مباحث كلامي و فرقه‌شناسي تا اندازه زيادي مديون آن مرحوم است و از اين جهات مجلس او بسيار قابل استفاده بود؛ خاصه كه مرحوم جعفري آدمي بود با وسعت مشرب بسيار و با او مي‌شد همه جور مناقشه‌اي كرد؛ گو اينكه در ابراز عقايد خويش حرارتي ويژه از خود نشان مي‌داد و متمسك به عقايد و باورهاي خويش بود و مخالفت خود را به وضوح با عقايد مخالف ابراز مي‌كرد.به مناسبت كنفرانس شيخ مفيد كه محقق مرحوم هم حضور داشت و مقاله مهمي هم عرضه كرد، مدتي در قم در خدمت ايشان و خدمت محقق طباطبايي بودم و اين امر درست يكي دو هفته‌اي پيش از آغاز كنفرانس و چاپ ويژه‌نامه تراثنا براي شيخ مفيد بود كه هر دوي اين بزرگان مشغول كار و مطالعه وسيع بودند و محقق جعفري ترجيح داده بود براي تكميل مقاله‌اش در قم مدتي اقامت كند. من هم به مناسب روي مقاله‌اي كار مي‌كردم براي كنفرانس شيخ مفيد و خاطره‌هاي زيادي از نوع كار و پژوهش آن مرحوم از همان ايام به خاطر دارم؛ از جمله اصراري كه بر جنبه‌هاي ظاهري و ادبي مقاله‌اش داشت. اصولا آن مرحوم عربي را بسيار فاخر مي‌نوشت و در ادب عرب بسيار قوي بود و كتابهاي شعر و ادب عربي بسيار خوانده بود. اصولاً او از معدود دانشمنداني بود ايراني كه قدرت بر نوشتن فاخر عربي داشت و معدود مقالاتي كه از آن مرحوم منتشر شده و از جمله مقاله‌اي كه دربارهٴ مقصوره شريف رضي در تراثنا نوشته‌اند، شاهد اين معناست. از مشخصات ديگر آن مرحوم اينكه دائم الذكر بود و كساني كه او را از نزديك مي‌شناسند اين نكته را به وضوح ديده‌اند؛ در عين حالي كه ذكر مي‌گفت كتاب مي‌خواند و يا از روي كتابها يادداشت برداري مي‌كرد.

محقق جعفري در كار پژوهش اصولاً آدم بسيار وسواسي و كمال‌گرا بود و تا آنجا كه مي‌توانست از انتشار آثارش خودداري مي‌كرد. از اين‌رو از آن مرحوم كار زيادي تا كنون منتشر نشده است. ويژگي ديگر آن مرحوم اين بود كه تكيه زيادي بر درسها و مباحثي داشت كه آنها را به شكل درس ايراد مي‌كرد و از اين‌رو بيشتر نتايج تحقيقات و يادداشتهاي او در درسهايش متبلور بود تا در كتابهاي به سرانجام رسيده. در دهها موضوع مختلف صدها و هزاران برگ مطلب فراهم كرده بود، اما به دليل كمال‌گرايي ويگه خودش بسياري از اين تحقيقات به صورت يادداشتهاي خام بودند و صورت نهايي پيدا نكرده‌اند. دست كم تا آن سالهايي كه من با ايشان ارتباط داشتم وضع بر اين قرار بود. برخي از مقالات و كتابها هم تقريبا آماده بودند اما باز آن مرحوم اصراري بر چاپ آن آثار نداشت. محقق جعفري اصولاً يادداشتها و مذاكرات بسيار زيادي فراهم كرده بود كه خوب است همه اين تحقيقات و يادداشتها به سبك يادداشتهاي قزويني منتشر شوند؛ همينطور مي‌دانم از ايشان كاستهاي بسيار زيادي باقي مانده است كه حاصل چند ده سال تدريس است و بسياري از آنها حاوي مطالب تحقيقي و مباحث علمي دست اول است و مناسب است به تدريج به چاپ سپرده شوند. از محقق جعفري دو مقاله در زمينه تاريخ علم كلام در مجله تراثنا منتشر شده است؛ علاوه بر مقاله آن مرحوم دربارهٴ شريف رضي كه به طور ناقص به چاپ رسيد. در سالهاي اخير هم چند كتابچه حاصل درسهاي ايشان منتشر شده است. علاوه بر اينها آن مرحوم در كار ترجمه كتاب كافي با شادروان جان‌ كوپر همكاري داشت و ترجمه از لحاظ محتوا زير نظر و با تعليقات ايشان انجام مي‌شد كه تا مقداري از اصول كافي كار پيش رفت و در جزوه‌هايي منتشر شد. از ايشان يكي دو كار ديگر هم به زبان انگليسي به صورت مقدمه كتابها منتشر شده است. مقاله‌اي هم براي كنفرانس غدير در لندن ارائه داده بود. شنيده‌ام كه مقدمه تصحيح الاعتقاد او هم اخيراً منتشر شده كه البته بخش عمده آن در مجله تراثنا پيشتر متشر شده بود. كتاب خلاصة الاقوال علامه در رجال را از همان ايام نجف با نسخه‌هاي بسيار معتبري و مكرراً مقابله كرده بود و ح واشي هم بر آن نوشته بود اما هيچگاه كار را متأسفانه پايان نبرد. علاوه بر اين محقق جعفري آخرين تصحيحات را در ويرايش متن كتاب الارشاد شيخ مفيد چاپ انتشارات مؤسسه آل‌البيت انجام داد و كتاب زير نظر او به چاپ رسيد.

مهمترين تحقيقات آن مرحوم در حوزه علم كلام و تاريخ عقايد مذهبي تشيع و فرق اسلامي بود. آنچه دربارهٴ تاريخ نخستين مرحله ظهور اسماعيليان گردآورده بود (در دو تحرير بزرگ و كوچك) از شاهكارهاي تحقيق و تتبع است. آن مرحوم از عالماني ديني بود كه در عين شناخت منابع عربي، اطلاع دقيقي از منابع فارسي و به ويژه منابع تاريخي به زبان فارسي داشت و در اين تحقيق از انواع اين آثار بهره برده بود. كار ديگر آن مرحوم كار بر روي هشام بن الحكم و زندگي و عقايد و اثار او بود كه تحقيق شامل و فراگير بود. آن مرحوم همچنين دربارهٴ طبقات متكلمان شيعه و به ويژه دوران متقدم آن در عصر حضر امامان كار بسيار گسترده‌اي را سامان داده بود. بخشي از آن تحقيق كه دربارهٴ شيخ مفيد و شريف مرتضي بود در مجله تراثنا منتشر شده است. يكي ديگر از تحقيقات ممتاز آن مرحوم تحقيق گسترده‌اي بود كه دربارهٴ ابوحنيفه انجام داده بود و براي نخستين بار در عالم تشيع كاري مستقل و مبتني بر منابع اصيل فراهم كرده بود و شناخت تازه‌اي از ابوحنيفه به دست مي‌داد. من خود دربارهٴ بيشتر اين تحقيقات از محضر او بهره‌مند بودم. از ديگر آثار آن مرحوم تحقيقاتي دربارهٴ سقيفه، فدك و غدير و تحقيق دربارهٴ اوضاع خلافت در عصر سه خليفه نخستين و احوال آنان و البته دربارهٴ مباحث كلامي امامت بود كه بسياري از نتايج آن تحقيقات در قالب درسهاي ايشان بيان مي‌شد، اما اسناد و منابع را همگي در يادداشتها و اوراق بسياري چنانكه پيشتر گذشت فراهم كرده بود. ديگر تحقيق او منتخباتي بود كه از مسند احمد بن حنبل و تاريخ دمشق ابن عساكر فراهم كرده بود و اين كارها محصول تلاشهاي او براي بررسي دقيق منابع سني و يادداشت‌برداري براي موضوعات تحقيقي مختلف بود كه البته حاصل مباركي هم داشت و آن تهيه اين منتخبات بود كه با خط زيبايش فراهم آورده بود. از كارهاي ديگر آن مرحوم در شمار دهها نوع مختلف از موضوعات و مسائل، بايد به ترجمه احوال طبرسي، صاحب مجمع البيان و نيز علاوه بر اينها تعليقات او بر ترجمه‌هاي نهج‌البلاغه و كافي و نيز بر اصل كتاب البيان في تفسير القرآن استادش و طبقات آقا بزرگ و بسياري كتابهاي ديگر كتابخانه‌اش كه مشتمل بر يادداشتهاي آن مرحوم است اشاره كرد. آن مرحوم دربارهٴ فرق و مذاهب مختلف كارهاي مستقل انجام داده بود و از او يادداشتها و نوشتجاتي در اين زمينه‌ها باقي مانده است. از ديگر كارهاي آن مرحوم كه در ضمن يادداشتها و نوشتجات فراوان بايد نام برد و متأسفانه در زمان حيات موفق به تكميل نهايي آنها نشد، بايد به هزاران برگ و يادداشت آن مرحوم دربارهٴ ائمه اهل بيت، مباحث مناقب و مثالب، متكلمان اهل سنت، آيات و احاديث مربوط به امامت، مهدويت و غيبت، مسئله تحريف، وهابيت، شعراي مناقب و موضوعاتي ديگر اشاره كرد. اميد مي‌برم كه اين كتابها، مقالات و يادداشتها هر چه زودتر در اختيار عموم قرار گيرد و صاحبان همت در نشر آنها همت ورزند. خداوند روح مرحوم استادمان محقق جعفري را غريق رحمت واسعه خويش قرار دهد؛ بمحمد و آله الطيبين.